ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )

512

سفرنامه شاردن ( فارسى )

در سده‌هاى پانزدهم و شانزدهم پادشاهان ايران از مركز قزوين بر سراسر ايران حكومت مىكرده‌اند و فرمان مىرانده‌اند . جميل‌آباد نيز ديگر لقب اين شهر بوده است . در كياره ) Kiare ( ديهى كه پانصد خانه داشت بار افگنديم . ميان آبادى ، قلعهء نيمه ويرانى كه بر فراز تپّه‌اى از خشت و گل ساخته شده بود ديده مىشد . اين از جمله قلعه‌هايى بود كه در سدهء سيزدهم ميلادى بنا شده بود . در آن روزگاران بر اثر جنگهاى داخلى كه بىوقفه و به دنبال هم به وقوع مىپيوست ، مردم ناچار بودند هرگونه ميّسرشان بود خود را از آسيب اين منازعات ويرانگر و كشنده در امان نگهدارند . از اين‌رو در تمام آباديها و ديه‌هاى حوزهء قزوين از اين‌گونه قلعه‌ها بر پا كردند . روز دهم در مسيرى صاف و هموار و خوش‌منظر و باصفا چهار فرسنگ راه پيموديم . جهت حركتمان پيوسته رو به جنوب بود . طرز و آهنگ سفر ما از روزى كه از ميانه سرحدّ ماد راه افتاديم چنين بود . هر روز بر حسب طول راهى كه به پيمودن آن ناچار بوديم ، و چگونگى مسير از نظر مسطح يا كوهستانى بودن يك يا دو ساعت پيش از غروب آفتاب حركت مىكرديم و تا نزديك نيمه‌شب پنج يا شش فرسنگ راه مىپيموديم . آهنگ حركتمان چنان بود كه به هر روى مىتوانستيم هشت يا نه فرسنگ پيش برويم . در مشرق مخصوصا در فصل تابستان مسافران براى اين كه از گرمى زياد آفتاب ناراحت و خسته و فرسوده نشوند شبها حركت مىكنند ، و در اين كار چند فايده است . نخست اين كه مسافران و چهارپايان هنگام شب از تف آفتاب درامانند . دو ديگر اين كه راه رفتن در شب براى كاروانيان و چهارپايان راحت‌تر و آسان‌تر از روز است و سريع‌تر حركت مىكنند . راه‌پيمايى در شبهاى مسافرت چنان مفرح است كه نه تنها خدمتگران گاهى پا برهنه مسافتى طولانى طى مىكنند ، بل‌كه بزرگان مسافر نيز بعضى اوقات از مركوب خود فرود مىآيند ، و به دلخواه و ارادهء خويش مبلغى پياده راه مىروند تا هم خواب از سرشان بيرون شود و هم اگر احتمالا سردشان شده بدنشان گرم گردد . ضمنا طى مدتى كه پياده مىروند رنج خستگى از تن مركوبشان بيرون مىشود . مسافران كه در مدت شب راه پيموده‌اند پس از رسيدن به منزل به آسايش تمام مىخوابند . اسبها نيز كه در طىّ مدت حركت شبانه از آسيب گرما و مزاحمت